این روزها
همین برف سفید
در پاسخ به نور
نابارور و بی نتیجه ست
مثل کسی که مرده به دنیا آمده
با زخم هایی دهان بسته
فهرست همه ی رنگ ها
آن هایی که هنوز ناشناخته اند
در همه ی فصول
با نام های دخترانه که محدودند
سراغ بگیرید
از پسرهای کوچک اندامِ روغن اندودِ تعمیرگاه های نامعلوم
و کلاغ ها
با آدرس هایی معلوم
که در برفِ سفید شناخته می شوند
خیز بردارید و قهرمان شوید
مثل کسی که اولین بار پا به این خشکی نا محسوس گذاشت
خیز بردارید و قهرمان شوید
برای بالا بردن دست های زخمی
در آستین های سفید یکپارچه
که این
سرگذشت رنگ های شرابی ست
وانگورها
و فکرهای به خواب رفته
در پاسخ به نور
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۲۸ ساعت 0 توسط تارا مجاهد
|