این روزها

همین برف سفید

در پاسخ به نور

نابارور و بی نتیجه ست

مثل کسی که مرده به دنیا آمده

با زخم هایی دهان بسته

فهرست همه ی رنگ ها

آن هایی که هنوز ناشناخته اند

در همه ی فصول

با نام های دخترانه که محدودند

سراغ بگیرید

از پسرهای کوچک اندامِ روغن اندودِ تعمیرگاه های نامعلوم

و کلاغ ها

با آدرس هایی معلوم

که در برفِ سفید شناخته می شوند


خیز بردارید و قهرمان شوید

مثل کسی که اولین بار پا به این خشکی نا محسوس گذاشت

خیز بردارید و قهرمان شوید

برای بالا بردن دست های زخمی

در آستین های سفید یکپارچه

که این

سرگذشت رنگ های شرابی ست

وانگورها

و فکرهای به خواب رفته

در پاسخ به نور