نگاه زنی خسته

تو اتوبوس

تو انبوهی جمعیت پیاده

یا

نگاه خسته ی زنی

روی نیمکت یک پارک

 

فرقی نمی کند

سرانجام در بعدازظهری خواب الود

کسی پشت پنجره

به سنگی صاف نگاه می کند

به چارخانه های زغالی

و سایه هایی با یک پا

که بالا و پایین می پرند